تبلیغات
روش تحقیق - نشا نه های صاحب یقین
 

نشا نه های صاحب یقین

نوشته شده توسط :مرتضی چراغی
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395-03:46 ب.ظ

 

نشانه های صاحب یقین

 

 

برای اهل یقین نشانه هایی برشمردند:

1.        نشانه‏اش این است كه از غیر خدا قطع امید مى‏كند و به حول و قوه خدا پناه مى‏برد.

 

(2)  و در پیروى از اوامر او استقامت مى‏كند.

(3)  و در ظاهر و باطن خدا را عبادت مى‏نماید.

(4)  صاحب كرامت است؛ زیرا هر قدر یقین انسان زیاد شود، قوه تصرف برای او در جمیع كائنات حاصل می شود.

(5)  به وجود پروردگار از روى حقیقت یقین داشته و بدو ایمان آورد .

(6)  محقّق بودن مرگ را باور داشته و از آن بترسد.

(7)  مطمئن باشد كه قیامت حقّ است.

(8)  یقین داشته باشد كه بهشت حقّ است.

(9)  همچنین به دوزخ و عذاب یقین دارد.

(10) به حقیقت سؤال و جواب روز رستاخیز باور داشته آنگاه به حساب كردار خود برسد.  

 

آثار یقین 

یقین نصیبی است كه هر كس به آن مزین شد، محرم خلوتخانه انس می گردد كه به سبب آن می توان به اصلاح و تهذیب نفس، آرامش و سكونت،درك آیات الهی، صبر و شكیبائى، امیدواری كسب بسیاری از امور علمی وعملی، برطرف كردن غم واندوهه و به برترین درجه مقصودو به جایگاه بلندى كه موجب شگفتى مى‏شود كه منجر به هدایت می شود، رسید.

اسم

1.        اسامی ای كه از  ذات

خداوند انتزاع میشونداسمهای حیات . قدرت . علم

2.        اسامی ای كه از فعل خداوند انتزاع میشوند مثل خالق . رازق

 

 

  اگر در این فایل ضمیمه عکس وجود دارد،آن‌ها نمایش داده نخواهند شد.   فایل ضمیمه اصلی را دریافت کنید

 

 علم ذىاتى و علم فعل                

 

صفات ذاتى الهى صفاتى هستند كه از مقام ذات با توجه به نوعى از كمال وجودى انتزاع مى شوند مانند حیات، قدرت و علم، اما صفات فعلى صفاتى هستند كه از مقام فعل با توجه به رابطه وجودى خاص انتزاع مى شود مانند خالق و رزاق و رب.

 

بنابراین، ویژگى صفات ذاتیه این است كه براى انتزاع آنها لازم نیست كه وجود مخلوقات را از دیدگاه خاصى منظور كرد؛ بر خلاف صفات فعلیه كه منظور كردن وجود مخلوقات در انتزاع آنها ضرورى است. خلاصه این كه، صفات ذاتیه از مقام ذات انتزاع مى گردند؛ ولى صفات فعلیه از مقام فعل انتزاع مى شوند.

 

در این كه صفات فعلیه عین ذات خدا نیستند میان فلاسفه اتفاق نظر وجود دارد اما در مورد صفات ذاتیه، آرا، مختلف است و قول امامیه این است كه این صفات، عین ذات الهى مى باشند.

 

از بیان سابق مى توان معناى علم ذاتى و علم فعلى را نیز فهمید: علم ذاتى علمى است كه خداوند در مقام ذات بدون در نظر گرفتن مخلوقات واجد آن است و این علم، عین ذات الهى است، ولى علم فعلى از مقام فعل (مخلوقات) انتزاع مى شود و قبل از تحقق مخلوقات وجود ندارد.

 

نكته مهمى كه در باب صفات فعلیه از جمله علم فعلى ذات حق باید مورد عنایت قرار گیرد این است كه اتصاف افعال الهى به زمان و مكان و تغییر و تحول و... باعث این نمى شود كه ذات حق متصف به این اوصاف گردد؛ زیرا اینگونه افعال داراى دو حیثیتند؛ یكى حیثیت انتساب به مخلوقات كه از این نظر متصف به قیود زمانى و مكانى مى شوند و دیگرى حیثیت انتساب به خداى متعال كه از این منظر، منسلخ از زمان و مكان مى باشند. بنابراین، اگر گفته مى شود كه خداوند در فلان زمان و مكان، فلان موجود را آفرید و یا نسبت به فلان پدیده علم پیدا كرد، بازگشت این قیود به مخلوقات است نه این كه مستلزم نسبت زمان و مكان به خداى متعال باشد. این نكته، در خور دقت فراوان و كلید حل بسیارى از مشكلات است

 

 

یكى از تقسیمات اولیه علم، تقسیم آن به حضورى و حصولى است. در علم حضورى، عالم بدون واسطه، از ذات معلوم آگاه مى شود و وجود واقعى و عینى معلوم براى عالم و مدرك منكشف مى گردد. به تعبیر دیگر، واقعیت معلوم عین واقعیت علم است و شى ء ادراك كننده، بدون وساطت تصور ذهنى، واقعیت معلوم را مى یابد؛ مثل این كه اراده كارى كنیم و یا تصمیمى بگیریم یا این كه لذت و اندوهى به ما دست دهد؛ در این موارد، واقعیت اراده و تصمیم و لذت و اندوه بر ما هویداست.

حصولى علمى است كه در آن، واقعیت معلوم، به حالت بى واسطه مورد شهود و آگاهى قرار نمى گیرد، بلكه شخص از راه چیزى كه نمایانگر معلوم مى باشد و اصطلاحا صورت یا مفهوم ذهنى نامیده مى شود از آن آگاه مى گردد. در این نوع علم، واقعیت معلوم غیر از واقعیت علم است؛ مانند علم ما به زمین و آسمان و درخت ها و انسانهاى دیگر. وقتى كه صورتى از چهره فلان رفیق در حافظه خود داریم، آنچه كه نزد ما حاضر است و در حافظه ما وجود دارد صورتى است از چهره رفیق ما نه واقعیت آن.

 

تا اینجا، فرق علم حصولى با علم حضورى در ناحیه علم و معلوم مطرح شد. یك فرق دیگر بین این دو در ناحیه عالم وجود دارد و آن این كه در علم حضورى، قوه مخصوص و آلت مخصوصى در حصول آگاهى دخالت نمى كند بلكه عالم، با ذات و واقعیت خود، واقعیت معلوم را مى یابد؛ اما در علم حصولى یك قوه مخصوصى از قواى مختلف نفسانى كه كارش صورتگرى و تصویرسازى است دخالت مى كند و صورتى تهیه مى نماید و نفس به وسیله آن قوه عالم مى گردد. بنابراین، علم حضورى مربوط به یك دستگاه مخصوص از دستگاههاى مختلف نفسانى نیست ولى علم حصولى مربوط به یك دستگاه مخصوصى است كه دستگاه ذهن یا دستگاه ادراكى خوانده مى شود. (3)

ادله اثبات علم خدا

 

براى اثبات علم خداوند ادله متعددى اقامه كرده اند كه به برخى از آنها اشاره مى كنیم:

 

 

 الف) واجب الوجود مجرد است و هر مجردى به ذات خود عالم است. پس واجب الوجود به ذات خود عالم است. دو مقدمه این برهان در فلسفه به صورت قاطع به اثبات رسیده است. در اینجا به همین مقدار اشاره مى كنیم كه تجرد ذات حق و مبرا بودن او از جسمیت و مادیت لازمه واجب الوجود بودن و غناى ذات حق است؛ زیرا لازمه مادیت، تركیب و فقر و نیاز و محدودیت زمانى و مكانى و امتداد مقدارى است؛ علاوه بر این كه در عالم ماده، علیت افاضى و هستى بخشى راه ندارد و حال آن كه خداوند، هستى بخش و فیاض جهان است. در توضیح مقدمه دوم مى گوییم: همانگونه كه قبلا به اثبات رسید، هر جا كه علم مطرح مى شود، حضور مطرح خواهد بود و نیز هر جا كه حضور در كار باشد علم هم در كار است؛ با توجه به این كه در مجردات، غیبت و حجاب مادى در كار نیست، قهرا موجود مجرد، نسبت به ذات خویش حضور دارد؛ بلكه عین حضور است. بنابراین، خداوند به ذات خویش علم دارد. این دلیل، علم خداوند به ذات خود را به اثبات مى رساند.

 

 

 ب) علم از كمالات وجودى است و واجب الوجود واجد همه كمالات وجودى است. بنابراین، واجب الوجود واجد كمال علمى است. دو مقدمه این برهان نیز، در جاى خود به اثبات رسیده است. این كه علم از كمالات وجودى است و جهل امر عدمى و نقص و كاستى است، در آن شكى نیست. رابطه میان جهل و علم، عدم و ملكه است. با توجه به این كه جهل، فقدان و نقص است، مقابل آن؛ یعنى علم، كمال خواهد بود. درباره مقدمه دوم (واجب الوجود واجد همه كمالات وجودى است) مى توان گفت اگر خداوند واجد یك وصف كمالى و وجودى نباشد، قهرا ناقص و نیازمند و محدود خواهد بود كه لازمه این امور، ممكن الوجود و ماهیت دار بودن ذات حق است و این، با واجب الوجود بودن او قابل جمع نیست. این دلیل، نه تنها علم به ذات را ثابت مى كند، علم به مخلوقات را نیز ثابت خواهد كرد و نه تنها اصل علم خدا را ثابت مى كند؛ بلكه اطلاق و عدم محدودیت او را نیز به اثبات مى رساند.

 

 

 ج) علم از كمالاتى است كه در برخى از مخلوقات مانند فرشتگان، انسان و حیوان، وجود دارد و از آنجا كه اگر هر كمال وجودى در معلول باشد، باید همان كمال به نحو اكمل و اتم در علت ایجادى وجود داشته باشد، قهرا خداوند باید برخوردار از علم باشد. مقدمه اول به خاطر بداهت، بى نیاز از اثبات است و درباره مقدمه دوم، مى توان گفت كه معلول با همه كمالاتش چیزى جز جلوه و پرتوى از علت نیست. استقلال و انفصال معلول از علت خویش با معلولیت او كه عین ربط و وابستگى به علت است منافات دارد. بنابراین، هر كمالى كه در معلول یافت شود، باید مرتبه اكمل آن در علت وجود داشته باشد.

 

این برهان، علم واجب هم به ذات خویش و هم به مخلوقات را ثابت مى كند، اما نمى تواند علم نامتناهى او را ثابت كند.

قول صدرالمتالهین مبنى بر این است كه علم به ذات، عینا علم حضورى به مخلوقات است. مهمترین اصل براى تبیین این قول، همان اصل تشكیك خاص در وجود است كه بر اساس آن، وجود معلول شعاع و جلوه اى از وجود علت به شمار مى رود و علت هستى بخش در ذات خود، داراى كمالات معلولاتش هست؛ پس، حضور ذات حق براى خودش، عین حضور همه آنها خواهد بود.»

 

 

دیدگاه صدر المتالهین مبنى بر علم اجمالى در مقام ذات در عین كشف تفصیلى، بدیعترین یافتهاى عقل بشرى و شگفت انگیزترین محصول فكر فلسفى به حساب مى آید. هر چند حقیقت امر در باب علم ذاتى الهى بسى بالاتر و والاتر از دسترس ذهن بشر است. «و لا یحیطون بشى من علمه »

 

خلاصه نظریه صدرالمتالهین این است كه بنابر اصالت وجود و اعتباریت ماهیت و بنابر این كه هر كمالى به وجود و هر نقصى به عدم بر مى گردد و بنابر این كه وجود معلول و تمام شؤون آن به نحو اكمل و اتم در ذات علت هستى بخش موجود است و به همین خاطر مى توان گفت وجود تمام مخلوقات هستى در ذات حق وجود و حضور دارند، قهرا علم ذات حق به ذات خویش در یك نگاه عین علم حق به تمام مخلوقات خویش در مرتبه ذات است. با این بیان، علم ذاتى حق به تمام اشیا و پدیده هاى عالم هستى ثابت مى شود و هیچ یك از اشكالات پیشین در اینجا مطرح نخواهد بود؛ زیرا حضور همه اشیا در مرتبه ذات حق، عین ذات حق است؛ همه آنها به نحو جمعى و وحدت و بساطت و تجرد در ذات حق موجودند، نه به نحو مادى و مجزا و متغیر و متحول باشند





نظرات() 


viagra effect video
یکشنبه 19 خرداد 1398 06:40 ق.ظ

I've been browsing online greater than 3 hours nowadays, but I by no means discovered any fascinating article like yours. It's pretty price sufficient for me. In my view, if all site owners and bloggers made excellent content as you probably did, the net can be a lot more useful than ever before.
duree de l effet du viagra
شنبه 18 خرداد 1398 01:25 ب.ظ

Your way of explaining everything in this piece of writing is in fact fastidious, all can simply understand it, Thanks a lot.
http://edward5gallegos7.exteen.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:16 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts on نشا. Regards
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox